اثرات آسيب مغزي در افراد مصروع

بنابراين صرعهاي آبسانس كوچك، كه در آنها مدركي از ضايعه ساختاري مغزي موجود نيست، به ندرت با كاهش ضريب هوشي مواجه هستند. اين مسئله حتي در زماني كه حملات مكرر نيز وجود دارد صادق است(متراكوس 1960)، برعكس عقب ماندگي ذهني شديد تقريباً هميشه با شاهدي از ضايعات مغزي شديد و گسترده همراه است. آسيب مغزي عامل مهمي است. بيماران مبتلا به صرع بزرگ تونيك كلونيك ، بيشتر كاهش هوش نشان مي دهند ، مبتلايان به صرع كوچك و زماني كه حملات تشنجي بزرگ و رواني حركتي  با هم رخ مي دهند، ضريب هوشي  از تمام  اين حالات  كمتر است (وسيلي و هنريكسون 1958). بنابراين بنظر ميرسد كه صرع قطعه گيجگاهي بيشترين عامل اختلال كاركرد ذهني بوده وتقريباً اين وضعيت با توجه به محل آسيب مغزي است. در مطالعات آنستد و همكاران (1966) در  بچه هاي مبتلا به صرع قطعه گيجگاهي  ،عقب ماندگي ذهني محدود  به آنهايي بود كه از صدمات مغزي حاد  به شكل ضايعه حين تولد، ضربه به سر يا عفونت رنج مي برند. يا آنهايي كه تجربياتي از حملات  صرع در سنين پايينتر داشتند، در بقيه موارد شواهدي از آسيب ذهني وجود نداشت. 

 
  • 1394/10/01

دیدگاه ها